X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386

 

سلام عزیزم

شکر خدا هنوز می تونیم تنفّس کنیم(البته از مرحمت کِرام الفیلترینگ!)قبلاً اشاره

 

کردم (متن5 )که قبل از اینکه بخواهیم هر گونه بحثی در مورد « غریزه جنسی »

 

داشته باشیم بایستی که ابتدا اون(منظورم غریزه مقدّس جنسی است) را به رسمیت بشناسیم چرا که

 

اگه اون(همون؛غ م ج)را به رسمیت نشناسیم اونوقت دیگه نمی تونیم براش حقّی قائل بشیم(منظورم حقّ  

 

ارضاء حلال است)تا چه رسد به اینکه بخواهیم راجع به مدت آن با هم سر و کلّه بزنیم آخه تو این جامعه

 

یکسری اُمُّل های عصر حجری وجود دارند که هنوز که هنوزه نتونستند یا نخواستند چیزی

 

به نام « غریزه جنسی » را به رسمیت بشناسند! تا چه رسد به این که بخوان در مورد چگونگی « ارضاء حلال

 

و ضابطه مند» اون به بحث بنشینند، حالاچه به صورت موقت و یا به اصطلاح دائم (در اصل همون موقت

 

طولانی!) و دلیلش هم اینه که هر وقت اسمی از « غریزه جنسی» برده می شه اونها(اُمّل های عصر حجری)

 

یاد « توالت!»،« فحشاء و فاحشه!»،« فاحشه خانه!» ،« قبیح و قباحت!» ،« کثافت و زنا!»و ...می افتند و از نظر

 

اونها ارضای سریع و موقت غریزه باعث کاهش مراتب و درجات عالیّه انسانیشون می شه ! و از نظر

 

اونها زن زیادی داشتن دلیل بر هوسباز بودن شخص است! دقیقاً همون ایرادی که منافق ها به پیامبر

 

عزیزمون محمّد مصطفی(ص) وارد می کنند در صورتی که اگه یه ذرّه شعور داشتند خوب این را می

 

فهمیدند که پیامبر ما چون در نهایت غیرت و جوانمردی بود ، غیرت اون بهش اجازه نمی داد که در

 

شهری که پیامبر در اون ساکنه یه عدّه زن بی سرپرست بخوان از روی فقر یا فشار غریزه به گناه تن بدن و

 

تن فروشی کنن و پیامبر اعظم(ص) اونها را به همسری خودش در می آورد ( حالا یا موقت یا دائم) و اگه

 

امروز ماها(جونهای مجرد مثل من!) توکَف یک دونش(حتی بیوه!) هم موندیم هنوز خیلی خیلی از قافله

 

عقبیم! و اگه ما خیلی رو بحث «ازدواج موقت»و«خانه عفاف» ویراژ می دیم از روی هوسبازی و

 

شکمبارگی مون نیست چون حکم متعالی «ازدواج موقت» شامل دو بُعد می شود یکی بعد شخصی و فردی

 

و دیگری بعد اجتماعی مسئله است که حالا اگه حوصلتون سر نرفته باشه بیشتر با هم صحبت می کنیم :

 

  الف- بعد شخصی و فردی- که  تعریف اون در یک جمله اینه که                                                         

 

 « ازدواج موقت» = ( من راضی + تو راضی+ خدا هم راضی) – ( هر چه احمقِ ناراضی!+... )

 

دلیلش هم اینه که آدم زنده و با شعور وکیل و وصی نمی خواد و اگه خدای ناکرده تو جوون

 

دست از پا درازتر کنی و تن به عمل نامشروع بدی و یا خودارضایی(ازدواج با خود!) بزنی فردای قیامت

 

فقط خودت باید حساب پس بدی(حالا اگه قیامت را قبول نداری از لحاظ عقلی احتمالش وقوعش را که

 

نمی تونی منکر بشی)و اونجا هیچ کدوم از این منافق های متحجّر بی شعور نمی تونند کمکت بکنن و این

 

هم نصّ صریح قرآنِ؛« و لا تزروا وازرة وِزرَ اُخری»یعنی هیچکس بار گناه دیگری را به دوش خودش نمی

 

کشد.و یا اونجا که می گه ؛« کُلّ نفسٍ بما کسبت رهینه» یعنی هر نفسی در رَهن و گِرُو آنچه کسب نموده ،

 

می باشد »ان شاءالله راجع به بعد اجتماعی مسئله که عمده بحث ما هم شامل اون می شه در متن های

 

بعدی با هم صحبت می کنیم و براتون دعا می کنم که تو این قسمت الف بتونید موفق بشید و باز هم تاکید می کنم که؛

ما همه چیز را به یک « پرده ی بکارت » فروخته ایم!!!

 

ادامه به زودی در متن 7