X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386

بسمه تعالی

رابطه ازدواج موقت با مدینه فاضله مهدوی؟!...

سلام عزیزم

ببینم یه سوال خیلی مهم و سرنوشت ساز دارم ازت : مگه جز این نیست که

 

این عالم خدایی داره حالا پس چرا اون آخدا یه اشاره نمی کنه تا هرچی

 

شرّ و بدی تو عالم است پاک بشه ؟به راستی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

 

راستی تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا امام زمانمون ظهور نمی کنه ؟

 

آخه مگه نمی گن که حضرت زنده است ،پس چرا نمی آد؟! اصلاً آقا

 

خودش باید بیاد یا ما باید به استقبال ایشان بریم و بیاریمش؟! آیا پیاده

 

سازی ازدواج موقت در جامعه با مدینه فاضله مهدوی رابطه ای داره یا نه؟!

 

و آیا...

{در ابتدا لازم می دونم یه نکته خیلی مهم را بهتون گوشزد کنم که اگه

 

اینقدر ما خودمون را جِر می دیم که باید حکم« ازدواج موقت» تو جامعه

 

پیاده بشه فقط وفقط به خاطر گُل سرسبدِ هستی ، عُصارۀ خلقت ، دلبر و

 

مقتدامون؛ مهدی(عج) هست و الّا هرگز خون خودمون را به خاطر یه عدّه

 

 مُتحجّر ِ منافق ِ اُمُّلِ نفهم کثیف نمی کردیم و حالا هم که وارد گود

 

شدیم تا آخرِ خط پاش ایستادیم و از همین اولش غسل شهادتمون را هم

کردیم.}

 

ببین عزیزم یه بار دیگه قصه خلقت آدم را مرور می کنیم تا خوب دو

زاریمون بیفته:

 

تا قبل از خلقت آدم همه چیز خوب بود تا اینکه خداوند متعال آدم را از

 

گل سرشته خلق کرد و از روح خودش در او دمید و همون قضیه دستور

 

خداوند به سجده به آدم و استنکاف ابلیس به وقوع پیوست و این آغاز

 

پیدایش  شرّ و بدی بود و چون شیطان از خداوند در خواست کرد تا یک

 

زمان معینی به او فرصت بدهد و خداوند هم پذیرفت لذا جبهه شرّ به

 

رهبری شیطان فرصت عرض اندام پیدا کرد ، شیطان اولین شکار خود را با

 

فریب آدم و حوّا و تحریک آنها به خوردن میوه درخت ممنوعه آغاز کرد

 

و باعث شد تا آدم و حوّا از بهشت اخراج شوند و به بازداشتگاه موقت دنیا

 

تبعید شوند تا اینکه با کمک کلماتی که خداوند با ارسال جبرئیل به آنها

 

آموخته بود توبه کنند و دوباره ظرفیت حضور در بهشت را پیدا نمایند و به

 

گمشده حقیقی خودشون یعنی خدا برسند چراکه خداوند از روح خودش

 

در گل آدم دمیده( ونفختُ فیه من روحی ) و لذا:

 

       هر کسی کو گم کند اصل خویش                                       

                                

                                عاقبت باز جوید روزگار وصل خویش

 

و از آنجایی که آخدا « اِندِ رحمت » است و بندگانش را خیلی دوست

 

داره و عاشق اونهاست برای اینکه بندگانش را از خواب غفلت بیدار کنه و

 

متوجه خودش بکنه پیامبران را یکی پس از دیگری فرستاد و پس از اتمام

 

و اکمال دین یعنی همون سلسله دستوراتی که عمل به اونها هم سعادت

 

دنیا و هم سعادت آخرت را برای بشر به ارمغان می آره( دقت کنید هر

 

دو را با هم ، نه یکی بدون دیگری!«...فی الدنیا الحسنه و فی الاخره

 

الحسنه») باز هم به بندگانش حال داد و امامان معصوم(علیهم السلام) را

 

برگزید تا در بین مردم و به امر و دستور خودش بندگان را به راه مستقیم

 

هدایت کنند اما این بندگان نمک نشناس جز ناسپاسی هیچ کاری بلد

 

نبودند و تک تک اونها را از دم تیغ گذراندند و حرف اونها را زمین

 

انداختند تا اینکه نوبت به آخرین جملۀ پروژه ی خداوند یعنی

 

حضرت مهدی(عج) رسید و خداوند آخرین ذخیرۀ خود را در پشت پرده

 

ی غیبت قرار داد و تا وقتی که بشریت تشنه و خاطر خواه او نشده باشد

 

همچنان از فیض حضور امام زمان خود محروم خواهد ماند .ببین عزیزم ما

 

ها الان تو دورانی زندگی می کنیم که دوران غیبت نامگذاری شده ، چرا؟

 

، چون: امام زمانمون زنده است ، حاضره ولی ماها هنوز تو باغ نیستیم و

 

اگه یه ذرّه به خودمون بیاییم و زمینه را برای ظهور حضرت آماده کنیم

 

آقامون حتماً می آد و وقتی مولا بیاد اونوقت بشریت تازه طعم زندگی

 

حقیقی را می چشه و به سعادت دنیا و آخرت نائل می شه و این نکته خیلی

 

مهمّه که بدونیم با ظهور حضرت بساط جبهۀ شرّ و بدی برچیده شه به

 

عبارت دیگر جبهۀ شرّ تا وقتی فرصت عرض اندام داره که حضرت نیامده

 

باشه پس اولین نتیجه مهمی که گرفته می شه اینه که جبهۀ شرّ باید به آب

 

و آتیش بزنه که زمان ظهور را به تأخیر بیندازه تا خودش  بیشتر بتونه

 

گردو خاک بکنه دقیقاً بر عکس جبهۀ خیر که تلاش می کنه تا ظهور را به

 

تعجیل بیندازه و زودتر به اون سعادت ِ خودش نائل بشه.در اینجا برای

 

روشن شدن موضوع یک مختصری راجع به سنت های الهی که در قرآن

 

آمده اشاره می کنم :

 

ببین عزیزم ذره ذرّه این عالم روی حساب و کتاب بنا نهاده شده و هیچ

 

چیز دیمی و سرِ خود نیست و اگه خداوند در قرآن حرفی زده باشه مسلماً

 

خالی نبسته و اگه قولی و وعده ای داده حتماً به اون عمل می کنه . سنت

 

های الهی یکسری قوانین است که همیشه ثابت بوده و تغییر نمی کنند و

 

تبدیل هم نمی شوند(و لا تجدوا لسنت الله تبدیلاً ..) این سنت ها مثل

 

روابط شرطی در علم ریاضی می مونند که هر وقت شرط و فرض مسئله

 

برقرار بشه حکم یا نتیجه خودبخود حاصل می شود:

 

 

اگر: p (شرط مسئله)      آنگاه:   q      ( حکم مسئله)

 

برای مثال آیه 160 سورۀ اعراف را اگر ملاحظه نمائید:

 

«و اوحینا الی موسی إذ استسقئهُ قومهُ أنِ اضرب بعصاک الحجرَ .»

 

یعنی به موسی وحی کردیم که؛

 

اگر: ( قومش از او آب خواستند) آنگاه:  (عصایت را به سنگ بزن)

 

تا چشمه از دل سنگ بخروشد و قوم سیراب شوند.پس نتیجه این می شود

 

که تا وقتی که قوم تشنه نشوند و از موسی درخواست آب نکنند موسی

 

عصای خود را به سنگ نخواهد کوبید و چشمه ای هم بوجود نخواهد

 

آمد.به عبارت دیگر « تا نگرید طفل ندهندش لبن»

 

 

یکی دیگر از سنت های مهم الهی که در سوره رعد آیه 11 بیان شده است

 

و ما خیلی با آن کار داریم عبارت است از :

 

 

« إنّ الله لا یغیّرُ ما بقومٍ حتی یغیّروا ما بأنفسهم .»

 

یعنی « خداوند حال و وضع هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه آنها

 

خودشان تغییر دهندۀ اوضاع خود باشند.»

 

نتیجه اینکه:

 

 

اگر( قومی خواهان تغییر اوضاع خود بشوند) آنگاه (خدا هم وضع آنها را

 

تغییر می دهد.)

 

یک مثال عملی از این سنت الهی همان تجربۀ « انقلاب اسلامی ایران »

 

است که چون در یک برهه ای از تاریخ اکثریت ملت خواهان تغییر اوضاع

 

شدند و اراده کردند که دین خدا را حاکم سازند و بر سر این خواسته خود

 

پای فشاری کردند و شهید دادند لذا مشمول این سنت خداوند شده و با

 

مدد الهی این انقلاب به ثمر نشت و اگر کمک خداوند نبود هرگز این

 

انقلاب پیروز نمیشد .و حالا مبحث ظهور حضرت مهدی(عج) هم دقیقاً

 

اینگونه است و درست است که ظهور یک وعده تخلف ناپذیر الهی است

 

و اگر از دنیا یک روز هم بیشتر نمانده باشد خداوند آنرا آنقدر طولانی

 

خواهد کرد تا حضرت ظهور نماید امّا دیر یا زودی وقوع ظهور منوط به

 

اراده و خواست بشر می باشد و تا بشر نخواهد که به احترام قدوم مولا قیام

 

کند و دیگر حرف او را زمین نیندازد و واقعاً تشنه ی حاکمیت عدالت و

 

خوبی ها نشود حضرت مهدی (عج) نخواهد آمد حتی اگر آنقدر این

 

قضیه طولانی شود که از دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد!

 

حقیقت این است که «کلاس ظهور حضرت مهدی(عج)» هنگامی

 

تشکیل خواهد شد که« یک حداقلی» از« ظرفیت کل کلاس»

 

توسط« شاگردان مشتاق و حرف شنو» پر شود و در صورت تحقق

 

چنین امری دیگر تلاش« مخالفان تشکیل کلاس »راه به جایی نخواهد برد.

 

و از آنجایی که حکومت مهدی (عج) یک حکومت اسلامی جهانی است

 

و ارمغان آور صلح ، عدالت و سعادت برای همه انسانهاست و محدود به

 

یک حزب یا گروه خاصی نمی باشد لذا بایستی تا یک « حداقل جهانی »

 

از مشتاقان و دوستداران حاکمیت خوبی ها پر بشود که هر زمان این امر

 

اتفاق بیفتد ، ظهور محقق شده و حضرت به کمک آن ها عدالت را در

 

سطح جهان پیاده ساخته و آن هنگام باید هر کس تنها یک انتخاب کند

 

که یا به جبهۀ حق بپیوندد و یا برای همیشه خاموش شود و دیگر کسی

 

خاکستری نخواهد ماند . حال برای اینکه این «حداقل جهانی» تشکیل یابد

 

دو حالت را می توان متصوّر شد؛

 

 

اول اینکه؛ بشر با اختیار و انتخاب خود به فکر تغییر اوضاع افتاده و

 

برای زمینه سازی برای ظهور اقدام کند که برای این مهم کافیست تا ما

 

یک «مدل موفق و عملی » از حاکمیت احکام متعالی و انسان ساز

 

اسلام ناب محمّدی(ص) یعنی همان تنها نسخه ی سعادت دنیا و آخرت

 

بشر را  در جامعه خود پیاده ساخته و سپس آنرا به بشریت خسته از ظلم و

 

تجاوز  و تشنه ی عدالت و خوبی ها ارائه دهیم و بگوییم که برای پیاده

 

سازی این مدل در سطح و گسترۀ جهانی نیاز به یک فرمانده جهانی و

 

انسان کامل می باشد و او کسی نیست جز « یوسُفِ زهرا » و ما برای

 

موفق شدن یک راه بیشتر نداریم و آن این است که به تنها نسخه ی

 

سعادت دنیا و آخرت خود که همان احکام متعالی و انسان ساز اسلام ناب

 

محمّدی(ص) می باشد برگشته و به تک تک موارد قید شده در نسخه ی

 

خداوند و بدون انتخاب گزینشی و حذف مواردی که به مزاجمان تلخ

 

آمده عمل کنیم تا نتیجه بگیریم.

 

 

اما حالت دوم: این خواهد بود که بشریّت با اختیار و اراده خود به فکر

 

تغییر اوضاع در جهت زمینه سازی برای ظهور استفاده نکند وچون صبر و

 

مهلت الهی هم حدّی دارد؛« و ربک الغفور ذو الرّحمه ِ لو یؤاخذهم بما

 

کسبوا لعجّل لهم العذاب بل لهم موعدٌ لن یجدوا من دونه مؤئلاً » که در

 

اینصورت پس از سپری شدن موعد الهی نعمت ها یکی پس از دیگری

 

گرفته شده و هر روز بدتر از دیروز خواهد شد تا جایی که« بشر شب را

 

صبح کند و صبح را شب کند در حالی که آرزوی مرگ می کند »یعنی به

 

بن بست برسد و آنگاه از روی شدت اضطرار و بیچارگی دوزاری

 

بشر بیفتد که باید به تنها نسخه ی سعادت دنیا و آخرت خود بازگردد و به

 

آن عمل کند تا هر چه سریعتر آن حداقلِ جهانی را تشکیل داده و زمینه را

 

برای ظهور مساعد سازد.

 

 

حال اگر بپذیریم که «انقلاب اسلامی ایران» در دوران معاصر یک

 

نعمت الهی است و منتی است که خداوند در حق بشر گذاشته است به

 

روشنی قابل پیش بینی است که اگر غفلت نمائیم و به فکر ارائه ی یک

 

الگوی «عملی و موفق »از حاکمیت احکام انسان ساز اسلام ناب محمّدی

 

(ص) در عمل و نه تنها در پیچ و خم کتابخانه ها و کتابها و در سینه ی

 

علما بر نیائیم بایستی منتظر وقوع فتنه ها و سلب نعمت ها و در یک کلام

 

عاشورای انقلاب خود باشیم.

 

 

حال با این تفاسیر کافیست تا ما بدانیم که «حکم ازدواج موقت» یکی از

 

موارد نسخه ی خداوند است و اگر ما تا به حال نتوانسته ایم آن را در

 

جامعه خود پیاده سازیم هنوز خیلی از قافله عقب مانده ایم و تا زمانی هم

 

که آن را به عنوان مکملی برای ازدواج دائم در جامعه پیاده نکنیم نخواهیم

 

توانست که یک الگوی عملی و موفق ارائه بدهیم.

 

 متن ۱۲ : فقط گُربه ها برای رضای خدا موش نمی گیرند!!!