X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386

                     رابطه «قضیه حمار » با ازدواج موقت؟!!!!

 

سلام عزیزم

 

 نمی دونم تا به حال چیزی در رابطه با « قضیه حمار » به گوشتون

 

خورده یا نه؟!این قضیه از این قراره که اگه یه اُلاغ بین یه دو راهی

 

گیر کنه و انتهای این دو راهی یه کُپه علف ریخته باشن ، آقای اُلاغ  با

 

وجود اون اُلاغیش راه میانبر و کوتاه ترین مسیر را برای رسیدن به

 

هدفش انتخاب می کنه تا زودتر به مقصودش برسه حالا ازدواج موقت

 

هم نقش ِ یه « راه میانبر ِ شرعی» را ایفا می کنه که شما می تونید برای

 

اینکه به حرام نیفتید از اون استفاده کنید و حق انتخاب هم دارید و

 

کسی هم چُماق بالا سرتون نمی گیره که الّا وبلّا باید این راه میانبر را

 

انتخاب کنید امّا متاسفانه تو جامعۀ درِپیتِ ما مسئله جورِ دیگری رقم

 

خورده که یه عدّه ( قُماش متحجّر ) بر سر اون راه میانبر ِ چُماق به دست

 

ایستادن و شما دیگه حق انتخاب اون راه میانبر را هم  ندارید!!  و به

 

این ترتیب تو جامعه ما قضیه حمار هم زیر سوال رفته است!!!  باز صد

 

رحمت به معرفت آقای حمار!!!

 

برای آشنایی بیشتر با این قُماش متحجر خالی از لطف ندیدم تا وصف

 

حال اونها را از زبان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، بُت شکن خمین

 

، امام خمینی (ره) براتون بیان کنم :


هستند افرادى که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعالیت

دارند امروز عده‏اى با ژست تقدس ‏مآبى چنان تیشه به

ریشه دین و انقلاب و نظام مى‏ زنند که گوئى وظیفه‏ اى غیر

از این ندارند خطر تحجر گرایان ، مقدس نمایان احمق در  

حوزه‏ هاى علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ‏اى از فکر این

مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند. اینها مروج اسلام

آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعى‏ها

نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟  

استکبار وقتى که از نابودى مطلق روحانیت و حوزه‏ها مأیوس شد دو راه را براى ضربه

زدن انتخاب نمود. یکى راه ارعاب و زور، و دیگرى راه خدعه و نفوذ، در قرن معاصر

وقتى حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد راههاى نفوذ تقویت گردید، اولین و مهمترین

حرکت القاء شعار جدائى دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت

تا اندازه‏اى کارگر شده است تا جائى که دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در

معرکه سیاسیون تهمت وابستگى به اجانب را بهمراه مى‏آورد.

  
یقینا روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم


برداشته ‏اند گمان نکنید که تهمت وابستگى و افتراء


بى ‏دینى را تنها اغیار به روحانیون زده است، هرگز، ضربات  


روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته بمراتب کارى‏ تر از اغیار بوده و


هست. در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگوئى


شاه خائن است بلافاصله جواب مى‏شنیدى که شاه شیعه


است. عده‏اى مقدس نماى واپس‏گرا همه چیز را حرام


مى‏دانستند و هیچکس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها


قد علم کند. خون دلى که پدرپیرتان از این دسته متحجر


خورده است هرگز از فشارها و سختى‏هاى دیگران نخورده
 

است وقتى شعار جدائى دین از سیاست جا افتاد و  
فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردى و

عبادى شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و


حصار بیرون رود و در سیاست حکومت دخالت نماید حماقت


روحانى در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعضى افراد

 
روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از


سراپاى وجودش ببارد   والا عالم سیاس و روحانى کاردان و


زیرک کاسه‏ا ى زیر نیم کاسه داشت و این را مسائل رایج
 

حوزه ‏ها بود که هر کس کج راه مى‏ رفت متدین‏تر بود.
یاد گرفتن  زبان خارجى کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک
 

به شمار مى‏رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خرد سال
 

مرحوم مصطفى از کوزه ‏اى آب نوشید، کوزه را آب  کشیدند
!

چرا که من فلسفه مى‏ گفتم، تردید ندارم اگر همین روند
 

ادامه مى‏ یافت وضع روحانیت و حوزه‏ها وضع کلیساهاى قرون
 

وسطى مى ‏شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت
 

نهاد و کیان و مجد واقعى حوزه ‏ها را حفظ نمود .علماء
  

دین‏ باور در همین حوزه‏ ها تربیت شدند و صفوف خویش را از
 

دیگران جدا   کردند. قیام بزرگ اسلامی مان نشأت گرفته از
 

همین بارقه است. البته هنوزحوزه‏ ها بهر دو تفکر آمیخته‏اند
 

و باید مراقب بود که تفکر جدائى دین از سیاست از لایه

هاى تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکى از
 

مسائلى که باید   براى طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه
 

است، که چگونه در دوران وانفساى   نفوذ مقدسین نافهم و
 

ساده لوحان بى ‏سواد عده‏اى کمر همت بستند و براى نجات
 
اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند
.

اوضاع مثل امروز نبود   هرکس صد درصد معتقد به مبارزه
 

نبود، زیر فشارها و تهدیدهاى مقدس نماها از   میدان بدر
 

مى‏رفت . ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و
 

پوست   نمى‏توان در مقابل توپ ایستاد و اینکه ما مکلف به
 

جهاد و مبارزه نیستیم و یا   جواب خون معقولین را چه کسى
 

مى‏دهد؟ و از همه شکننده‏تر، شعار گمراه   کننده حکومت
 

قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است و هزاران «ان
 

  قلت» دیگر مشکلات بزرگ و جان فرسائى بودند که
 

نمى‏شد با نصیحت و مبارزه منفى و تبلیغات جلو آنها را
 

گرفت. ...تنها راه حل مبارزه و ایثار خون بود که خداوند
 

وسیله ‏اش را آماده نمود علماء و روحانیت متعهد سینه را
 

براى مقابله با هر تیر زهرآگینى که بطرف اسلام شلیک
 

مى‏شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اولین و
 

مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشوراى پانزده خرداد رقم
  

خورد. در پانزده خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل
 

شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان مى‏نمود. بلکه
 

علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حیله مقدس مآبى و
 

تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و دوروئى بود که هزار بار
 

بیشتر از باروت و سرب جگر و جان را مى ‏سوخت و مى‏ درید
.

در آن زمان روز نبود که حادثه‏ اى نباشد. ایادى پنهان و
 

آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمتها متوسل شدند
.

حتى نسبت تارک الصلوة و کمونیست و عامل انگلیس به
 

افرادى که هدایت مبارزه را بعهده داشتند مى‏دادند. واقعا
 

روحانیت اصیل در تنهایى و اسارت خون مى‏ گریست که
چگونه امریکا و نوکرش پهلوى مى‏ خواهند ریشه دیانت و
اسلام را برکنند و عده‏ اى روحانى مقدس نماى ناآگاه یا
بازى خورده و عده ‏اى وابسته که چهرشان بعد از پیروزى
روشن گشت. مسیر این خیانت بزرگ را همواره مى ‏نمودند .
آنقدر که اسلام از این مقدسین و روحانى‏ نما ضربه خورده
است از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن
مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین   علیه السلام که در تاریخ
روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ ها را بیش از این   تلخ
نکنم. ولى طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه
همچنان باز   است و شیوه مقدس مأبى و دین فروشى
عوض شده است.
شکست خوردگان دیروز سیاست بازان
امروز شده اند