X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386

 

 سلام عزیزم

 

در ابتدا لازم می دونم چند نکته حیاتی را تذکر بدم:


اولاً -  همون طور که می دونید تو اصول دین که اصلاً تقلید

 

معنی نداره وتو خودت باید به این نتیجه برسی که به هزارو

 

اندی دلیل و برهان عقلی هیچ چیزی تو این عالم دِیمی و

 

بدون حساب و کتاب بوجود نیومده و حالاهم که اومده پس یه

 

خدایی (فقط یه دونه) باید باشه و به تبع اون پیام آورانی

از سوی آخدا باید بیان و پیام رحمت و عذاب را به مردم

 

برسونن و اینکه ....

این آخدا باید عادل باشه والّا تمام حساب کتاب

 

عالم می شه کَشک ، و امام هم بعد از اتمام و اکمال دین باید در

 

بین مردم باشه و اونهارا هدایت کنه که صد البته به امر و دستور

 

آخدا و آخرش هم اینه که بایدبهشت و جهنمی باشه تا بعضی ها

 

فکر نکنند که خیلی زرنگند! البته تو این موارد که متأسفانه یا

 

خوشبختانه ماها ازهمون اول یه بچه مسلمون ِ شیعه وازده امامی

 

معتقد حزب الهی خَفَن به دنیا می آییم و دیگه از کلی زحمت

 

تحقیق و جستجو خلاصی پیدا می کنیم!!! و به قولِ معروف حلِّه

 

داداش!!

 

دوماً در فروع دین هم که یا باید خودت مجتهد باشی یا مقلّد

 

البته این تقلید هم نباید کورکورانه صورت بگیره یعنی اینکه

 

توی بچه مسلمون بایددر کلیه مراحل و انتخاب های زندگیت

 

ازعقلت(همون رسول باطنی که اکثر اوقات ما از انجام وظیفه

 

معافش می کنیم!!! ) هم استفاده کنی حتی برای اینکه بخواهی

 

مرجعی برای رجوع در آنچه خودِت قدرت اجتهاد نداشتی

 

پیدا کنی باید از عقلت کمک بگیری و با ملاک ها و معیارهای

 

عقلی دست به انتخاب مرجع تقلید اَعلَم بزنی  و توجه داشته

 

باشی که مسئولیتِ تقلید در هر حکمی هم به گردن خودتِ نه

 

مرجع تقلید .

 

سوماً به هر حال مراجع معصوم نیستند و اونها هم احتمال

 

اشتباه دارند و شاید بعضی مواقع در تشخیص ضرورت ها نتونند

 

دقیقاً  گزینه درست را انتخاب کنن که تو این جور مواقع

 

احتیاط می کنند و حکم قطعی نمی دهند.که از جمله اونها

 

همون حکم اذن پدر برای ازدواج دختر باکره است. که تو

 

این مورد خاص حالا یا واقعاً مراجع عظام به یه حکم قطعی

 

نرسیدند و یا اینکه به حکم قطعی رسیدن امّا به دلیل شرایط

 

جامعه و عُرف از صدور حکم قطعی خودداری کردند امّا از

 

آنجا که مراجع جمیعاً در مواردی که بحث حرام یا حلال

 

مطرح است توافق نظر دارند یعنی اینگونه نیست که اگر

 

مرجعی در یک مسئله رای به حرمت صادر کند مرجع دیگر

 

رای به حلّیت بدهد لذا نتیجه این خواهد بود که به احتمال

 

زیاد مراجع محترم از نظر شرعی اذن پدر برای ازدواج دختر

 

باکره را لازم نمی دانند ولی به دلیل عرف جامعه و نوع

 

برداشت خود از عواقب صدور حکم قطعی، جانب احتیاط را

 

نگه داشته و اذن پدر را لازم می انگارند. در رد لزوم اذن پدر با

 

توجه به آیات قرآن کریم و با استفاده از عقل سلیم چند سوال

 

را مطرح می کنم که امیدوارم دوستان جواب قاطعی داشته

 

باشند:

اولاً- در توصیف قیامت در قرآن آمده که :« یوم یفرُّ المرءُ من

 

اخیه و صاحبه و بنیه » یعنی در آنروز:« شخص از برادر خود

 

فرار می کند و از صاحب و فرزند خود می گریزد» حال این

 

سوال مطرح می شود که با وجود اینکه  در روز حساب رسی به

 

اعمال دنیایی که درآن دیگر نه پدر فرزند خود را می شناسد و

 

نه فرزند پدر را  چگونه است که در دنیا دختر برای ازدواج

 

خود باید تابع اجازۀ پدر باشد؟

 

دوماً- و باز در قرآن آمده که :« و لاتزروا وازره وزرَ اُخری »

 

یعنی:« هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش خود نخواهد

 

کشید » یعنی اگر دخترخانمی در اثر ممانعت پدر از ازدواج

 

(دائم یا موقت) او به گناه افتاد خودش باید پاسخگو باشد نه

 

آقای پدر !

 

سوماً -  و باز هم در قرآن خوانده ایم که « ولا یجعل الله

 

للکافرین علی المومنین سبیلا » یعنی : « خداوند هیچ راهی

 

برای تسلط کفار بر مومنین قرار نداده است .» در صورتی که ما

 

امروزه می بینیم که دشمن با سؤاستفاده از نیاز طبیعی و غریزۀ

 

خدادادی جوانان ما یعنی همان غریزۀ مقدس جنسی بر جوانان

 

عزیز ما تسلط یافته و فر هنگ ابتذال و پوچی و احساس گرایی

 

را ترویج می کند و این در صورتی است که تمامی این توطئه

 

ها با یک حکم به ظاهر ساده اما در باطن اساسی و کارا قابل

 

خنثی سازی است .

 

چهارماً- گاهاً مشاهده می شود که اینگونه استنباط می شود که

 

پیاده سازی حکم ازدواج موقت در جامعه وسیله ای برای

 

هوسرانی و هوسبازی قرار می گیرد که جو.اب قاطع ما به این

 

شبه این خواهد بود که اولاً اگر هوسی هم باشد اکنون هست

 

که بین بلوغ جنسی تا ارضای غریزه فاصله افتاده است و باعث

 

شده که غریزه جنسی به یک هوس سیری ناپذیر تبدیل شود

 

ثانیاً به فرض محال گیریم که یک عده هوسباز پیدا بشوند خُب

 

مگر دست ما را بسته اند آیا نمی شود قانونی تبصره ای بندی

 

وضع نمود که جلوی سوإستفاده های احتمالی گرفته بشود اصلاً

 

ما حکومت اسلامی تشکیل داده ایم برای چه؟ آیا این وظیفه ی

 

حکومت نیست ؟به قول استاد فرزانه شهید مرتضی مطهری

 

(ره):«اینکه مردم ما به نام این قانون سوءاستفاده هایی کرده و

 

می کنند ، ربطی به قانون ندارد. لغو این قانون جلوی آن

 

سوءاستفاده ها را نمی گیرد بلکه شکل آنها را عوض می کند

 

بعلاوه صدها مفاسدی که از خود لغو قانون برمی خیزد. ما نباید

 

آنجا که انسان ها را اصلاح و آگاه کنیم، به دلیل عدم عرضه و

 

لیاقت در اصلاح انسان ها مرتباً به جان مواد قانونی بیفتیم ، انسان

 

ها را تبرئه کنیم و قوانین را مسئول بدانیم.» یا به قول گفتنی :


«برای یک بی نماز درب مسجد را نمی بندند!»

 

پنجماً- اگر مراجع محترم در اعلام حکم قطعی خود عُرف و

 

شرایط جامعه را ملاک تصمیم قرار می دهند این سوال مطرح

 

خواهد شد که آیا بایداسلام تابعِ عُرف جامعه باشد یا عُرف جامعه


تابعی از اسلام؟! و اگر ما بپذیریم که تنها راه سعادت

 

دنیوی و اخروی بشر در بازگشت و عمل به احکام اسلام ناب

 

محمّدی(ص) یعنی همان نسخه ای که خداوند متعال برای بشر

 

پیچیده است می باشد پس چگونه است که ما از پیاده سازی

 

این یک قلم از نسخه خداوند در جامعه هنوز استنکاف و

 

خودداری می کنیم؟!چراکه انقلاب ما یک مسئله برای بشریت

 

طرح کرد و اون هم این بود که:

 

» دین می تواند در ادارۀ دنیا نقش داشته باشد و تنها راه

 

سعادت دنیا وآخرت بشر در بازگشت و عمل به احکام انسان ساز

 

اسلام ناب محمّدی(ص) است .» به هر حال چه بخواهیم چه

 

نخواهیم این  مسئله را ما با انقلاب خود طرح کرده ایم و به

 

خاطر آن هزینه کرده ایم و هزاران شهید داده ایم و واضح

 

است که اگر ما نتوانیم یک «الگوی عملی و موفقی »

 

ازحاکمیت دین بر زندگی بشر ارائه دهیم صورت مسئله ای که

 

طرح کرده ایم خودبخود پاک خواهد شد به عبارت دیگر

 

شمارش معکوس از فردای پیروزی انقلاب شروع شده و ما تا

 

یک موعد مقرّری از طرف خداوند وقت داده شده ایم تا مسئله

 

طرح شده را اثبات نمائیم. و اوضاع کنونی فرهنگی جامعه ما به

 

هیچ وجه قابل قبول نیست تا چه رسد به اینکه ما بخواهیم برای

 

بشریت هم آن را ارائه دهیم مسلماً این آن مدینه


فاضله ای نیست که ما به خاطر آن انقلاب نموده ایم چرا که بر

 

خلاف تصور عدّه ای کوته فکر هدف از انقلاب ما تنها ساختن

 

یک «اروپای متمدّن یا آمریکای پیشرفته» نبود و اگر این باشد

 

که در دوران شاه وضعیت به مراتب بهتر بود و دروازه های دنیای به


اصطلاح متمدن تازه به روی ما باز شده بود.!!!!!!!!!!!!!!