دوشنبه 29 مرداد ماه سال 1386

به نام دوست

 

« و یُریدون  لیُطفئوا نور الله بأفواههم و اللهُ مُتمُّ نوره و لو کره

 

الکافرون »

 

«و آنها می خواهند که با دهنهای[ کثیفِ]شان نور خدا را خاموش

 

سازند در حالیکه خداوند نورش را کامل خواهد ساخت هرچند

 

که کافران اکراه داشته باشند.»

 

سلام عزیزم

 

قبل از اینکه بخواهید غیرتی بشین یا اینکه به غیرتتون بر بخوره

 

اجازه بدین تا ابتدا واژه ی « غیرت » را از نگاه دین براتون معنی

 

کنم اونوقت ببینم غیرتی هاش کُجان ؛ از منظر دین« غیرت»

 

یعنی حمیّت و جدیّت در جاری شدن حدود الهی یا به عبارت

 

 دیگر مقاومت و ایستادگی در برابر وقوع حرام الهی و عدم

 

مقاومت و تسلیم ِمحض و رضا در برابر وقوع حلال الهی . هر

 

غیرتی در خارج از این محدوده عین بی غیرتی و نشانه جهل و نا

 

آگاهی  بشر است همچنانکه در قرآن کریم از آن به عنوان «

 

حمیت الجاهلیه » یا « غیرت و تعصب جاهلی » تعبیر شده است.

 

حالا با این مقدمه می پردازم به پاسخ به سؤال شبهه آمیز زیر:

 

سؤال ) « آیا شما حاضری که کسی با خواهر یا مادر خودت

 

                            ازدواج موقت بکنه ؟!!!»

 

پاسخ :  این سؤال یک نوع « تخطئه کلامی » است که در آن

 

سوال کننده با دستکاری در صورت مسئله سعی می کند کل مسئله

 

را زیر سؤال ببرد در صورتی که اگر شخص سوال کننده اندک

 

اطلاعی از احکام دینی و شرعی داشته باشد هرگز به خود زحمت

 

پرسیدن این سؤال را نمی دهد همانگونه که اطلاع دارید ازدواج

 

موقت بر خلاف زنا یک رابطه شرعیِ حلال و ضابطه مندِ قانونی 

 

 است و حلّیت و مشروعیت آن نیازمند حصول یکسری شرایط می

 

باشد که بدون پیاده شدن آن شروط حرام و نا مشروع خواهد شد

 

، که آن شروط عبارتند از :

 

۱- در زمانی که طرفین تصمیم به ازدواج موقت با یکدیگر را

 

دارند جنس مؤنث نبایستی در زوجیت دائم یا موقت فرد

 

دیگری باشد به عبارت دیگر زن بیوه باشد یا مطلقه باشد( و عِدّه

 

ی خود را هم گذرانده باشد) و یا دختر باکره ی رشیده که

 

صَلاح خود را می تواند تشخیص دهد باشد.

 

۲- میل و رغبت قلبی طرفین برای ازدواج موقت با یکدیگر و

 

عدم وجود اجبار و اکراه

 

۳- تعیین مُدت و مِهر

 

۴- جاری شدن خطبه عقد موقت توسط طرفین یا وکلای آنها

 

به ترتیبی که در رساله شرعیه مراجع تقلید آمده است.

 

با کمی دقت در شرایط ازدواج موقت به روشنی قابل فهم است

 

که اولاً مسئله ازدواج موقت برای زنان شوهردار به کلی مُنتفی

 

است و در مورد زنان بیوه ، مطلقه و دختران باکره هم به « اختیار

 

و انتخاب » خود آنها بستگی دارد و کسی نمی تواند آنها را وادار

 

به ازدواج موقت بکند به عبارت دیگه« آدم زنده وکیل و وصی

 

نمی خواهد!» و این نشان می دهد که شارع مقدس« شُعور» آنها

 

را به رسمیت شناخته و به آنها حقِّ انتخاب داده است لذا بنده حقّ

 

ندارم برای خواهر خودم تعیین تکلیف بنمایم و بگویم که ازدواج

 

موقت بنماید یا نه. البته اگر روزی احساس کنم که خواهرم تحت

 

فشار غریزه جنسی خود قرار گرفته و در صورت تمایل ایشان به

 

 «ازدواج موقت » بنده حتماً « حلال آشکار »را بر « حرام پنهان »

 

ترجیح خواهم داد و به او در انجام این « سُنت حسنه ی نبوی »

 

کمک خواهم کرد.البته مشکل کسانی که شبهاتی این چنینی را بر

 

ازدواج موقت وارد می سازند از جای دیگری آب می خورد ،

 

مشکل آنها در « غیرت های جاهلی »و « ضعف ایمان » آنهاست و

 

ریشۀ اصلی مقاومت آنها در برابر « حلال الهی » ، 

 

 

« بکارت  پَرَستی »

 

 

 آنهاست و گواه این مدّعا این است که چنانچه شما در پاسخ

 

سوال آنها این سوال را برایشان مطرح سازید که :

 

 

« آیا شما حاضرید با خواهر من در صورتی که ازدواج موقت

 

             کرده باشد ازدواجِ دائم نمائید؟»

 

 خواهید دید که جواب آنها منفی خواهد بود ، پس آنچه که برای

 

آنها مهم است در یک « پرده ی بکارت پاره شدنی و البته قابل

 

دوخت!!!! » خلاصه شده است!! و نه « عفت و پاکدامنی »

 

دخترانمان ، آری این« موجودات ِپرده پرست » (البته از نوع پاره

 

شدنی و قابل دوخت آن!!! ) برای جنس زن هیچ گونه حقّ

 

انتخاب و اختیاری قائل نمی باشند و از منظر آنها زن یک

 

 « ضَعیفه ی بی شُعور و دست و پا چُلُفتی !!! » می باشد که فاقد

 

قدرت تصمیم گیری و انتخاب است ، از نگاه آنها ( همان

 

موجودات ِ پرده پرست ، البته می دونی...!!!) زن« یک ظرف یکبار مصرف!!! » است که چنانچه برای یکبار ازدواج موقت بنماید دیگر

 

باید برای همیشه آن را دور انداخت و از حیث انتفاع خارج

 

خواهد شد!!!.

 

همانطور که مشاهده می کنید شبهاتی که به حکم مترقی و متعالی

 

« ازدواج موقت » وارد می شود جز سیاه نمایی چیز دیگری نمی

 

باشد اما متاسفانه به دلیل مظلومیت و مهجوریت این حکم اسلامی

 

حتی در بین مذهبیون کمتر کسی به دفاع و تبلیغ این حکم مترقی

 

و متعالی اسلامی همت گماشته و این خود باعث مظلومیت بیشتر

 

آن گردیده است.لذا در همین جا از کلیه طرفداران فهیم ازدواج

 

موقت تقاضامندم که دست از دفاع و تبلیغ این سنت حسنه ی

 

نبوی برندارند .

 

به امید روزی که این بشر دو پا سر عقل بیاد و از پرستش همه ی

 

بت های پوچ و پوشالین دست بردارد از جمله « بُت بکارت »

 

و به این مهم ایمان بیاورد که سعادت و کمال او در اطاعت از

 

 دستورات و فرامین الهی و عمل به تمامی موارد گنجانده شده در

 

تنها نسخه ی سعادتش یعنی همان احکام متعالی اسلام ناب

 

محمدی(ص) است و لاغیر.

 

 متن شماره ۱۴ : من « خداپرست ام» نه « امام پرست».!!!

دوشنبه 29 مرداد ماه سال 1386

به نام دوست

 

سلام عزیزم

 

من « خداپرست» هستم نه «امام پرست»!!!

 

یکی از هزاران مشکل موجود در جامعه ما اینه که ما اونقدر که به «

 

احساسات» بها می دیم به « عقلانیت » بها ندادیم ، در حالی که اگه

 

برگ برگ قرآن کریم را ورق بزنید متوجه خواهید شد که اهمیت

 

عقل و تعقل چقدر زیاد است تا اونجا که « بدترین جنبندگان نزد

 

خداوند کسانی معرفی شده اند که تعقل نمی کنند!» ولی ماها یاد

 

گرفتیم که «از روز ازل احساسی» باشیم!! و «به سیم آخر بزنیم»!! و...!!،

 

و مشکل جامعه ی ما اینه که شُورِ زیادی داره ولی شُعورش کمه!  در

 

حالی که اگه یه کمی به دوگولمون فشار بیاریم خوب دوزاریمون می

 

افته که ائمه علیهم السلام در درجۀ اول خودشون یک یکتاپرست واقعی

 

بودند و هیچ وقت مردم را به خودشون نمی خواندند بلکه دعوت به

 

پرستش خدا و عمل به احکام خدا می کردند و همه به تکالیف

 

خودشون عمل کردند و اگر هم به شهادت رسیدند چیزی را از دست

 

نداده اند بلکه برنده واقعی همونها هستند و اونها زنده اند و هستند و

 

اکنون نظاره گر اعمال و رفتار ما هستند و توقع آنها از ما یک چیز

 

بیشتر نیست و آن حرکت در راستای حاکمیت احکام و دستورات انسان

 

ساز اسلام ناب محمّدی(ص) می باشد ولی ما چه کرده ایم؟ ماها کاملا

 

برعکس عمل می کنیم ماها یاد گرفتیم که برای آب ریخته شیون کنیم!

 

ماها تو گذشته موندیم و از حال غافل شدیم مهم ترین وظیفه ی شیعه،

 

امروز ، زمینه سازی برای ظهور امام زمان خود باید باشد و این مهم جز

 

با عمل به احکام و دستورات اسلام ناب محمّدی (ص) حاصل نخواهد

 

شد ، شمرِ دیروز پروند ه اش بایگانی شده شمرِ امروز را باید دریافت تا

 

عاشورایی دیگر را تکرار نسازد ، ببین عزیزم خاصیت دنیا اینه که تو اون

 

حق با باطل مخلوط شده و مشتبه می باشد تا توی این بلبشو و آب گل

 

آلود ذات آدما شناخته بشه و عیارشون دست خودشون بیاد و بفهمند که

 

چند مرده حلّاجند « لیمیز الطّیّبَ من الخبیث » آره عزیزم این دنیا مثل

 

یه آزمایشگاه بزرگ می مونه که آدمها مدام در اون با انتخاب هایی که

 

می کنند مورد آزمایش قرار می گیرند تا اونهایی که بهترین عمل را

 

انجام می دهند شناخته بشوند« لیبلونّکم أیُّکم أحسنُ عملاً » پس توقع

 

نداشته باش که همیشه حقّ یک طرف باشه و باطل هم طرف دیگه باشه

 

و اونوقت شما زحمت بکشی و انتخاب کنی که به جبهه حق تشریف فرما

 

بشی! البته اگه قرار باشه حق وباطل کاملاً از هم تمییز داده بشن این امر

 

به قیمت یک عاشورا تمام می شه ! و تو عاشورا جبهه حق کاملاً از جبهه

 

باطل تمییز داده شده و اون موقع هم هنوز هستند کسانی که حق را

 

نمی بینند و از سعادت پیوستن به جبهه حق محروم می مونند که این

 

برمی گرده به پرونده ای که اونها قبل از عاشورا واسه خودشون پیچیده

 

اند و امیدوارم ماها اونقدر عاقل باشیم که نذاریم عاشورا تکرار بشه تا

 

بعد بفهیم که حق کدومه و باطل کدومه! بعضی ها هم تو حساب و

 

کتابای کودکانه خودشون اینجوری فکر می کنند که حالا که

 

عاشورایی در کار نیست و اوضاع هم بر وفق مراد ماهاست و  اگه یه

 

زمانی عاشورا هم بشه اونوقت ما خودمون را آفتابی می کنیم و  به جمع

 

یاران حسین(ع) می پیوندیم و حسینی عمل می کنیم غافل از اینکه اگه

 

این انقلاب به عاشورای خودش برسه اونوقت اگه ماها توفیق حسینی

 

عمل کردن را  هم پیدا بکنیم  در آنصورت باز هم کفران نعمت کرده

 

ایم و  حقِّ نعمت که همون زمینه سازی برای ظهور و ارائه ی یک

 

الگوی موفق و عملی هستش را أدا نکرده ایم ، وضعیت فرهنگی جامعه

 

ما داره روز به روز بدتر از دیروز می شه و این یه زنگه خطریه برای همه

 

ی اونهایی که دردِدین دارند چراکه اگه با همین وضع بخواد ادامه

 

پیدا بکنه عاشورا حتمیه و این هم چیزی خلافِ سنت الهی نیست

 

چراکه« خدا با ماست اگر ما هم با خدا باشیم» و با خدا بودن هم در

 

عمل به نسخه ی خداوند است  اما  با گذشت 29 سال از پیروزی انقلاب

 

اسلامی ایران هنوز که هنوزه فرهنگ سازی ِ حکم متعالی ازدواج

 

موقت تو جامعه ی ما صورت نگرفته! تا چه رسد به اینکه بخواهد جنبه

 

ی عملی و اجرایی هم به خود بگیرد!! چرا باید رادیو و تلویزیون ما در

 

رابطه با تبلیغ حکم «ازدواج موقت» هیچ برنامه ای نداشته باشه؟!!! چرا

 

مبلّغین دینی و روحانیون ما در تریبونهای خودشون حرفی از «سنت

 

حسنه ی نبوی» به میان نمی آورند؟!! چرا ...؟!!

 

 

   حرف ِ من به همه ی« احساسی های بی عقل!!! »که فقط بلدند

  

   از حسین (ع ) دَم بزنند بدون  اینکه ذرّه ای حسینی عمل کنند اینه

 

  که اگه فکرکردین با لَت و پار کردن ِ خودتون تو مجالس عزاداریِ ائمه

 

 ( علیهم السلام) مِنّتی به گردن اون بزرگواران خواهید گذاشت تا به

 

   اصطلاح فردا ی قیامت اونها شفاعت شما را بکنن در اشتباهید و این از

 

  همون اوهام و آرزوهای باطلی است که شیطان به انسان تلقین می کنه،

 

 و این را من از خودم نمی گم و این نصّ صریح قرآن است که در آیه

 

  46 سوره هود آورده شده که وقتی حضرتِ نوح پیامبر شفاعتِ فرزند

 

   خودش را از خداوند کرد و خواست تا او را از غرق شدن نجات بده

 

   خداوند نپذیرفت و در جوابش فرمود:« قال یا نوحُ انَّه لیسَ من اهلک

 

   انَّه عملٌ غیرُ صالح...»  خلاصه کلام اینکه نسل های قبلی لااقل در این

 

   زمینه(فرهنگ سازی ازدواج موقت) کم کاری کردند و علتش هم

 

   واضحه ، چون به هر حال اونها خرشون از پُل گذشته و شاید هرگز

 

   ضرورت پیاده سازی این حکم الهی را نتونن تشخیص بدن و الان نسلِ

 

    سوّم داره قربانی میشه و دودِ کم کاریِ نسلهای پیشین به چشم این نسل

 

   داره می ره  و باید خود ِماها (نسل سومی ها) آستین هامون را بالا

 

   بزنیم و  برای همه مسئله تعریف بکنیم و عمل کردن به احکام متعالی

 

    اسلام را  به اونها یاد بدیم .

   

دوشنبه 29 مرداد ماه سال 1386

بسمه تعالی

رابطه ازدواج موقت با مدینه فاضله مهدوی؟!...

سلام عزیزم

ببینم یه سوال خیلی مهم و سرنوشت ساز دارم ازت : مگه جز این نیست که

 

این عالم خدایی داره حالا پس چرا اون آخدا یه اشاره نمی کنه تا هرچی

 

شرّ و بدی تو عالم است پاک بشه ؟به راستی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

 

راستی تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا امام زمانمون ظهور نمی کنه ؟

 

آخه مگه نمی گن که حضرت زنده است ،پس چرا نمی آد؟! اصلاً آقا

 

خودش باید بیاد یا ما باید به استقبال ایشان بریم و بیاریمش؟! آیا پیاده

 

سازی ازدواج موقت در جامعه با مدینه فاضله مهدوی رابطه ای داره یا نه؟!

 

و آیا...

{در ابتدا لازم می دونم یه نکته خیلی مهم را بهتون گوشزد کنم که اگه

 

اینقدر ما خودمون را جِر می دیم که باید حکم« ازدواج موقت» تو جامعه

 

پیاده بشه فقط وفقط به خاطر گُل سرسبدِ هستی ، عُصارۀ خلقت ، دلبر و

 

مقتدامون؛ مهدی(عج) هست و الّا هرگز خون خودمون را به خاطر یه عدّه

 

 مُتحجّر ِ منافق ِ اُمُّلِ نفهم کثیف نمی کردیم و حالا هم که وارد گود

 

شدیم تا آخرِ خط پاش ایستادیم و از همین اولش غسل شهادتمون را هم

کردیم.}

 

ببین عزیزم یه بار دیگه قصه خلقت آدم را مرور می کنیم تا خوب دو

زاریمون بیفته:

 

تا قبل از خلقت آدم همه چیز خوب بود تا اینکه خداوند متعال آدم را از

 

گل سرشته خلق کرد و از روح خودش در او دمید و همون قضیه دستور

 

خداوند به سجده به آدم و استنکاف ابلیس به وقوع پیوست و این آغاز

 

پیدایش  شرّ و بدی بود و چون شیطان از خداوند در خواست کرد تا یک

 

زمان معینی به او فرصت بدهد و خداوند هم پذیرفت لذا جبهه شرّ به

 

رهبری شیطان فرصت عرض اندام پیدا کرد ، شیطان اولین شکار خود را با

 

فریب آدم و حوّا و تحریک آنها به خوردن میوه درخت ممنوعه آغاز کرد

 

و باعث شد تا آدم و حوّا از بهشت اخراج شوند و به بازداشتگاه موقت دنیا

 

تبعید شوند تا اینکه با کمک کلماتی که خداوند با ارسال جبرئیل به آنها

 

آموخته بود توبه کنند و دوباره ظرفیت حضور در بهشت را پیدا نمایند و به

 

گمشده حقیقی خودشون یعنی خدا برسند چراکه خداوند از روح خودش

 

در گل آدم دمیده( ونفختُ فیه من روحی ) و لذا:

 

       هر کسی کو گم کند اصل خویش                                       

                                

                                عاقبت باز جوید روزگار وصل خویش